ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

260

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

او مصالحه نمود و در اواسط سال از دمشق برفت . استيلاى شهاب الدين محمود بر حمص حمص از آن خيرخان [ 1 ] بن قراجا و پسرش بود . واليان آن از سوى آنان معين مىشدند . عماد الدين زنگى خواست كه شهر را به او تسليم كنند و آنان را از اطراف در تنگنا افگند . عاقبت به شهاب الدين محمود صاحب دمشق نامه نوشتند كه او بيايد تا شهر را تسليم او كنند به شرطى كه در عوض حمص تدمر را به آنان دهد . شهاب الدين بپذيرفت و در سال 530 بر حمص مستولى شد و آن را به مملوك جد خود ، معين الدين انر اقطاع داد و جمعى از لشكريان خود به نگهبانى آن نهاد و به دمشق بازگرديد . حاجب يوسف بن فيروز اجازت خواست كه از تدمر به دمشق آيد . او چنان كه گفتيم به تدمر گريخته بود . بعضى از غلامان بدان سبب كه سونج را كشته بود با او دل بد داشتند و اين اجازت را ناخوش داشتند . ابن فيروز بسى ملاطفت نمود تا ايشان به بازگشت او رضا دادند . سپس براى ايشان سوگند خورد كه هيچ كارى را بر عهده نگيرد . چون بر مسند قدرت استقرار يافت همان شيوهء پيشين پيش گرفت . غلامان را برجستند و به قتلش آوردند . غلامان در خارج دمشق خيمه زدند و خواستهاى خود را برشمردند ولى به همهء آنها پاسخ داده نشد . غلامان بپذيرفتند و به بعلبك رفتند و به شمس الدولة محمد بن تاج الملوك بورى فرمانرواى آن ، پيوستند . از آنجا جماعاتى به اطراف دمشق مىفرستادند و در نواحى آن دست به آشوب مىزدند . شهاب الدين بناچار با تمام خواستهايشان موافقت كرد و بدان پيمان بستند و سوگند خوردند و به شهر درآمدند . بزواش [ 2 ] ، رئيسشان به سپهسالارى لشكر منصوب شد و بست و گشاد كارها بر او قرار گرفت و اللّه اعلم . استيلاى عماد الدين زنگى بر حمص و جز آن بر اعمال دمشق اتابك عماد الدين زنگى در ماه شعبان سال 531 به حمص آمد . پيشاپيش حاجب خود صلاح الدين محمد باغيسيانى را كه بزرگترين امراى او بود و مردى حيلت‌ساز بود بفرستاد . او از معين الدين انر خواست كه شهر را به او تسليم كند . معين الدين نپذيرفت او شهر را محاصره كرد و چون شهر مقاومت نمود ، عماد الدين زنگى در پايان شوال همان سال از آنجا برفت . سپس در سال 532 به نواحى بعلبك آمد و دژ مجدل [ 3 ] را كه از آن صاحب دمشق بود به امان بستد و به جانب حمص راند و شهر را محاصره نمود . پادشاه روم به حلب لشكر آورد و فرنگان را به يارى خواند و بسيارى از قلعه‌ها چون عين‌زربه و تل حمدون را تصرف كرد و انطاكيه را محاصره نمود و بازگرديد . اتابك عماد الدين زنگى چون اوضاع را چنان ديد از محاصرهء حمص

--> [ ( 1 ) ] متن : قيرجان . [ ( 2 ) ] متن : مروش . [ ( 3 ) ] متن : محولى .